X
تبلیغات
شب زنده دار
شب زنده دار

تمام شب را نخوابیده ام .... حتی فکر خواب هم دیگر دیر است


شب تاریک و آرام

 در محکم بسته است و شب تاریک و آرام ،

  تمام روز را در انتظارت بودم ...

بار دیگر با من هستی ،  ای بی خوابی !

چهره آرام تو را خوب می شناسم ،

 و چه آرامشی دارم ،

وقتی که با تو تنها هستم ...


90/05/21 |

 

امشب دلم گرفته و خیلی دلتنگم

میدونم که آدم هر بلایی سرش میاد باعثش خودشه ...

متنفرم ! از اینکه اجازه دادم با من اینطوری برخورد بشه ولی دیگه چاره چیه ؟




92/12/28 |

 

کاش هیچوقت بیماری نبود !

"بهامین عزیزم" کوچولوی دوست داشتنی من خواهر زاده نازنینم

این روزها مهمترین درگیری ذهن من تو هستی دوست داشتنی ترین موجود دنیا برای من

کاش تو دنیا سلامتی برای انسانها یکسان بود کاش هیچوقت هیچ بیماری نبود...

تو بی گناه ، پاک ، ساده ، دور از همه زشتی ها ، از کدوم زیبایی تو بگم ؟

یاد تو ، در ذهنم فقط مثل یه اشک جاری میشه ...

از دور که همه چیز رو میدیدم برام عادی بود ... من مثل تو هایی رو دیدم که همیشه ذهنم درگیر بود اما قلبم نه !

من قلبم به درد آمده ، زجر میکشم از اینکه هیچ کاری از دست من بر نمیاد !

یاد اون خانمی میافتم که گفت اگر آگاه بودم به جای اشکهای شبانه کاری میکردم ...

عزیز دلم من آگاهم از دست من چه کاری ساخته است ؟ 

جز دیدن تو و حسرت روزهایی که باچشمای قشنگت صورت منو میدیدی وقتی از در خونه وارد میشدم از دور میدویدی سمتم و من تورو به آغوش میگرفتم  ...

اما حالا ! وجودم رو با شنیدن صدام احساس میکنی ، تو به جز اسم من کلامی به زبانت نمیاری ، تو ...

نمیدونم سلامتیه تورو باید از معجزه های خدا بخوام ، یا منتظر بنشینم تا یه دانشمند راهی برای درمان تو پیدا کنه ...

مهربونم ،  من تمام تلاشم اینه که تو بهتر بشی و دل پاکت خندون باشه ...



92/11/20 |

 

دوباره مینویسم


به یک دریای طوفانی ، دل ما رفته بود مهمانی

من هم پارو نزدم و وا دادم ، منم دل رو به دریا دادم

خودش منو برد هر جا دلش خواست ....

الان دونستم که اون ساحلی که میگفتن همینجاست !



92/11/19 |

 



می خواهم کسی حوالیه احوالم نباشد......


90/10/11 |

 

مسیر

آدمی را در زندگی یکی از این دو مسیر در پیش است

بسازد یا بکارد

کار سازندگان چه بسا سالها به طول انجامد اما سرانجام روزی آن را پایانیست پس از کار باز می ایستد

گرفتار در میان دیوارهایی که خود ساخته اند

وقتی ساختن پایان یابد زندگی معنا می بازد

آنان که میکارند گرفتار طوفان ها و خیزوتاب فصل ها می گردند و به ندرت می آرامند

بر خلاف ساختمان ،باغ هرگز از رشد باز نمی ماند وبا نیازی بی وقفه به رسیدگی

باغبان ،زندگی اورا به ماجرایی پر کشش و گیرا بدل می سازد.


90/09/18 |

 

بوی ناب آدم

 آدم های ساده را دوست دارم !
همان ها که بدی هیچ کس را باور ندارند!
همان ها که برای همه لبخند دارند !
همان ها که همیشه هستند، برای همه هستند!

آدم های ساده را باید مثل یک تابلوی نقاشی ساعت ها تماشا کرد؛
عمرشان کوتاه است!!

بس که هر کسی از راه می رسد
یا ازشان سوء استفاده می کند!
یا زمینشان می زند!
یا درس ساده نبودن بهشان می دهد !

آدم های ساده را دوست دارم !
بوی ناب “ آدم ” می دهند


90/07/25 |

 

چشمهای تو

چرا نمی کشد مرا خدای چشمهای تو

میان آب و آتشم میان چشمهای تو

قسم به ساعت ازل دقیقه ای هزار بار

دلم عجیب می کند هوای چشمهای تو

چقدر با ستاره ها با لحن آب و آیینه

مستانه حرف می رنم به جای چشمهای تو

از آن مستی که دیدمت از آن یکی دو قرن پیش

نشسته ام کنار دل به پای چشمهای تو

سکوت گاه گاه تو مرا شکنجه می دهد

خدا کند که بشنوم صدای چشمهای تو

اگرچه شرم می کنم بگویمت که شاعرم

ولی تمام این غزل فدای چشمهای تو.


این شعر از طرف دوست خوبم احسان هست . ممنونم.


90/07/14 |

 

سلام به همه ی دوستان دوست داشتنی

خوب که هستین .....

منم اومدم دوباره آپ کنم .درس و امتحان و سفر باعث شد که وقت نکنم بیام ..

از نظراتون و اینکه اومدین تشکر می کنم .

و بابت ابنکه نشد بیام پیشتون عذر خواهی می کنم.

موفق شاد و سلامت باشید


90/06/29 |

 

خاطره

بانک ملی

یه خانومی تقریبا 50 ساله اومد جلوی یکی از باجه ها گفت:

آقا یه فیش ردی بده .

کارمند بانک : فیش ردی؟؟؟ فیش ردی دیگه چیه خانوم؟

خانم: فیش ردی دیگه آقا

کارمند بانک: خانم فیش ردی نداریم ما.

خانم: ای بابا از همین فیشا که افسرا موقع امتحان رانندگی ردمون می کنن دیگه

خانم فیش رو گرفت و رفت سمت باجه ای که بصورت امداد داشت به بقیه باجه ها کمک میکرد که البته این باجه صفی بود.

خانم یه راست رفت جلوی صف.

مردم: خانم کجا داری می ری جلو صفه ها... برو ته صف

خانم : واسه من 1000 تومنه فقط

مردم: نمیشه که خانم 2 ساعته وایسادیم.

خانم : ای بابا 1000 تومن که دیگه صف نمیخواد............


مطب  چشم پزشکی

یه مرد حدود 70 ساله. وارد مطب شد و 15 تومن ویزیت شد.

نوبتش شد و رفت داخل.وقتی اومد بیرون گفت :

خانم این پول ویزیت مارو برگردون.

منشی : چرا آقا ؟ مگه معاینه نشدین ؟

مرد : چرا ولی چیزیم نبود که

منشی : اجازه بدین من با آقای دکتر صحبت کنم

مرد : اجازه نمیخواد ... وقتی دکتر بهم میگه چیزیت نیست برو ...دیگه پول لازم نیست که ....


90/05/24 |

 


سلام آدمها ...!


من آمده ام بگویم :

که نمی خواهم بمانم،

فقط آمده ام تا از لحظات زندگیم لذت ببرم،

این شادی را با شما تقسیم کنم ،

و بعد ... بروم .



موفق شاد و سلامت باشید



soheila_night_girl@yahoo.com

 

ليست برخي كافي شاپ هاي تهران
تيك (لطفا تيكت رو بگو)
تصاوير زيباترين جاده ها
اطلاعات عمومی
روانشناسی
جالب و طنز
دانستنیها
خاطره ها
تکنولوژی
علمی
متنوع
اخبار
ادبی
تولد

 

 

اسفند 1392
بهمن 1392
دی 1390
آذر 1390
مهر 1390
شهریور 1390
مرداد 1390
تیر 1390
آبان 1389
مهر 1389
شهریور 1389
مرداد 1389
تیر 1389
خرداد 1389
اردیبهشت 1389
فروردین 1389
اسفند 1388
بهمن 1388
دی 1388
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388

 

شب تاریک و آرام
کاش هیچوقت بیماری نبود !
دوباره مینویسم
مسیر
بوی ناب آدم
چشمهای تو
خاطره

 

*مجموعه شعر احسان حق پرست*
*عشق یعنی عالمی راز و نیاز*
*(فرهنگ)ادبی-تاریخی-هنری*
*سوانح طبيعي و غير طبيعي*
*عشقم می کِشــــــــــــه...*
*من پرده نمی خواهم*
*یه آفتاب پرست دوپا*
*داستان های کوچک*
*حقايق تلخ يك نسل*
*متنوع ترين عكسها *
*وبلاگ رسمی زانیار*
*آموزش آهنگسازي*
*عاشقت می مانم*
*راز زیبای زندگی*
*عاشقی ممنوع*
*يكي براي همه*
*پادگان بی رنگ*
*دنياي بسكتبال*
دم در بده بیا تو*
*عشق کویری*
*بهم بخنديم*
*انجمن طنز*
*اين دو تا *
*تنها گذر*
*مست*
*لعنتی*
*اوجا*
*آموز*
*raavie-andooh*
*kamran & hooman*

 

 

RSS 2.0

.: Weblog Themes By Blog Skin :.


خرید شارژ

فروشگاه اينترنتي ايران آرنا

تفریح و سرگرمی

دانلود